الشيخ المنتظري

549

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

كه محصور است و هر كسى نمىتواند در آن راه پيدا كند . حال اين ملائكه در حظيره مقدّسى قرار دارند و هر كسى قدرت راه پيدا كردن به حريم آنها را ندارد . « سترات الحجب » به جايى گفته مىشود كه محجوب و پوشيده است ; يعنى و اين صداها در پس پوشش هاى حجابهاست . « و سرادقات المجد » ; « سرادقات » جمع « سُرادق » و ريشه اصلى آن فارسى است ، در اصل « سراپرده » بوده ، مثل يك خيمه اى كه در يك جاى محفوظى قرار داشته باشد ، اين كلمه فارسى را عربها با تصرّفاتى به صورت « سرادق » درآورده و بعداً آن را جمع بسته اند ، « سرادقات » شده است . معناى جمله اين است كه اين سر و صداى ملائكه ها در ميان سراپرده هاى مجد و عظمت طنين انداز است . خلاصه آنها در جاهاى با عظمت و بلندمرتبه اى به ذكر و تسبيح خداوند مشغولند كه شياطين راه ندارند ، اينها هم خودشان بزرگوار هستند و هم در جاى امن و با عظمتى جا گرفته اند . « وَوَرَاءَ ذَلِكَ الرَّجِيجِ الَّذِى تَسْتَكُّ مِنْهُ الاَْسْماعُ ، سُبُحاتُ نُور تَرْدَعُ الاَْبْصَارَ عَنْ بُلُوغِهَا » ( و در پشت آن آواز مضطرب كه گوشها از آن كر مىشود ، روشنايى و درخشندگى نور آن چنان است كه چشمها طاقت ديدن آن را ندارند . ) « الرّجيج » از مادّه « رَجَّ » بر وزن فعيل به معناى اضطراب و زلزله و تحرّك است ; « رجيج البحر » به معناى اضطراب و طوفان درياست . در جمله قبل فرمودند : « زَجَل » ( سر و صدا ) و در اين جمله مىفرمايند : « رجيج » ( زلزله ، اضطراب و تحرّك ) و پيداست كه اضطراب و تحرّك شديدتر از سر و صداست . « تستكّ » از مادّه « سَكَّ » به معناى كوبيدن و كر كردن گوش است . مىفرمايد : « و وراء ذلك الرّجيج الّذى تستكّ منه الاسماع » و در پشت آن سر و صداها ، اضطرابها و حركتهايى كه گوشها را كر مىكند . ممكن است گفته شود اگر سر و صداها به اين مقدار زياد باشد كه گوشها را